• رساله شرب القلیان فی شهر رمضان
  • فقیه محقق واصولی كبیر شیخ محمَّدتقی رازی نجفی إصفهانی 1 (1248 ق)
  • تحقیق: مجید هادی زاده

 

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

 

مقدّمه

 «شرب القلیان فی شهر رمضان» عنوان رساله‌ای است كه هرچند «عدم مفطریت دخان» نیز خوانده شده است، امّا گویا هیچیك از ایندو نام، نشانگر عنوان واقعی رساله، نیست. دومین نام با توجه به موضوع رساله پدید آمده، و نام نخست ـ كه هم‌اكنون بر پیشانی آن نشسته است ـ را، از فهرست یگانه دستنوشت رساله، اخذ كرده‌ایم. این رساله، كه تنها دستنوشت آن هم‌اكنون در نجف اشرف قرار دارد، و دوست فاضل جناب حجة‌الاسلام شیخ محمّد كرباسی ـ دامت بركاته ـ تصویر آن را، از آن شهر عزیز، رهاوردمان كرد، نشانگر یكی از علائق فقه پژوهانه فقیه و اصولی بزرگ شیخ محمّدتقی نجفی اصفهانی (متوفی 1248) می‌باشد. در آن روزگاران، گویا در پی سؤالی، شیخ اصفهانی نجفی بر سر آن می‌شود كه نشان دهد، دخان نه ملحق به اكل و شرب است تا در شمار مفطرات قرار گیرد، و نه ملحق به غبار غلیظ، تا چنین حكمی بیابد. از اینرو با پرداختن رساله حاضر ـ كه بر كناره رساله فقیه سترگ شیخ محمّد ابراهیم كلباسی پدید آمد ـ به توضیح این رأی فقهی خود پرداخت. هرچند نگاشته حاضر را، نمی‌توان اثر فقهی مستقلی خواند، اما به هر حال نگاشته‌ای است پیرامون یك فرع، ریخته خامه یكی از بزرگترین اصولیان تاریخ تشیع، و از اینرو، می‌پندارم كوتاهی آن را، می‌توان نادیده انگاشت.

یادآور این نكته ضروری می‌نماید كه رساله حاضر اولین رساله تصنیف شده در این موضوع است و بعد از مصنف فقیه تعدادی چند از اصحاب در این باره رسائلی را پرداخته‌اند از آن جمله :

ـ كشف الاوهام فی حلیة شرب القلیان فی شهر رمضان، از میرزا محمّد تقی بن علی محمّد نوری طبرسی (متوفی 1263) كه رساله خویش را در سال 1246 به پایان رسانده است. پدر عالیمقدار حاج میرزا حسین نوری(متوفی 1320).

ـ درة‌الأسلاك فی حكم دخان التنباك و أنّه لایضرّ بالصوم، از میرزا محمّد بن عبدالوهاب بن داود همدانی كاظمی (متوفی 1304) كه از این رساله در سال 1281 فارغ شده است.

ـ التدخین و الصیام از فاضل معاصر سید محمود مقدس غریفی كه در رساله خود عدم مفطریت را تمام دانسته و قائل به استحباب ترك یا كراهت فعل شده است. این رساله در نجف اشرف به طبع رسیده.

همچنین تذكار موافقین مصنف فقیه در این مسأله نیز شایسته است كه جماعتی از متقدمین و معاصرین و متأخرین از وی را تشكیل می‌دهند به جز أصحاب رسائل گذشته و ایشان عبارتند از:

ـ شیخ محمّد تقی مجلسی (متوفی 1070) در صوم مستحبی، سید نعمت‌الله جزائری از وی نقل می‌كند كه: «كان یشربه فی صوم التطوع و یترک استعماله فی الصوم الواجب حذراً من كلام العوام». ]الأنوار النعمانیة، ج 4، ص 55.[

ـ محمّد اسماعیل مازندرانی معروف به فاضل خواجوئی (متوفی 1173) در «التعلیقه علی الرسالة الصومیة».

ـ شیخ حسن ابن شیخ جعفر كاشف‌الغطاء صاحب انوار الفقاهة در همین كتابش.

ـ سید ابراهیم قزوینی صاحب ضوابط، ولكنه كان لایحب أن ینتشر منه هذه الفتوی.

ـ شیخ محمّد علی هزارجریبی اصفهانیكه در اصفهان ساكن بوده است.

ـ شیخ مهدی بن شیخ علی بن شیخ جعفر كاشف‌الغطاء نیز در رساله صومیه مخطوط خود.

و جماعتی از فقهاء نیز الحاق دخان به غبار را تمام ندانسته‌اند و لذا آنها را نیز می‌توان ملحق به موافقین مصنف كرد و از ایشان است سید محمّد عاملی صاحب مدارك و سبزواری صاحب ذخیره و شیخ یوسف بحرانی صاحب حدائق.

و سلام بر پیامبر ما و خاندان پاكیزه‌اش.

          مجید هادیزاده 4/7/ 86

بسم الله الرَّحمن الرَّحيم

 

وبه الثِّقة والتُّكلان

 

كشيدن قليان «به خصوصه» مُعنوَن در كتب معروفه نيست؛ و ليكن الحاق دُخان به غبار، در كلام متأخِّرين علماء مذكور است ]بنگرید: جامع المقاصد، ج 3، ص 70؛ مسالک الأفهام، ج 2، ص 17؛ مدارک الأحكام،ج 6، ص 52؛ جواهر الكلام، ج 16، ص 235.[؛ و در كتب قدماى علما]ء[، تصريحى در آن خصوص ـ منعًا يا جوازًا ـ، به نظر نرسيده؛ و ظاهرِ آن، مُشعِر بر عدم منع ايشان از آن است ]واضح است كه مصنِّف عظیم‌القدر، ثبوت موضوع حاضر نزد متقدِّمین را، بدیهی دانسته‌اند؛ از اینرو، استدلال حاضر را به این گونه مرتَّب نموده‌اند.[.

و مختار جمعى از متأخِّرين علماء، الحاق دخان به غبار است، و حكم به منع از ايصال دخان غليظ به حلق مى‌نمايند؛ بلكه بعضى از ايشان آن را اسناد به أكثر متأخِّرين داده‌اند؛ و بعضى تصريح به لزوم قضاء و كفَّاره در آن نموده‌اند ]نمونه را بنگرید: جواهر الكلام، ج 16، ص 236؛ این رأی، مختار می‌باشد.[؛ چنانچه رحمت وغفران نشان، عِلِّيِّين آشيان عارف ربَّانى شيخ احمد لحسائى ]در دستنوشت، ضبط این كلمه به همین گونه آمده است.[ ـ طاب ثراه! ـ، تصريح به آن مى‌فرمود ]مرحوم احسائی، در كتاب «الأقطاب الفقهیة»، متعرِّض این فرع نشده است.[؛ و جناب علاَّمة العلماء الأطياب، مرحمت و غفران مآب، أفقه المتأخِّرين، شيخ محمَّد جعفر ـ طاب مرقده! ـ، دخان غليظ را به غبار غليظ ملحق نمى‌دانستند، وليكن در كشيدن غليان، تفصيل مى‌دادند:

] 1[ ما بين كسانى كه كشيدن قليان در مزاج ايشان باعث تقويت شود ـ چنانچه در جمعى از معتادين به قليان مشاهده مى‌شود، كه به مجرَّد كشيدن آن، ايشان را قوَّت ونشاطى حاصل مى‌شود كه در صرف غذاء حاصل نمى‌شود، و اهتمام ايشان به قليان وقت افطار بيشتر از أكل و شُرب است.

] 2[ و كسانى كه بر اين نحو نباشند، و از كشيدن قليان ايشان را قوَّت و نشاطى حاصل نشود ـ چنانچه در جمعى ديگر ملاحظه مى‌شود ـ؛

پس در قسم اوَّل منع از كشيدن قليان در حال روزه مى‌فرمودند؛ بخلاف ثانى.

و مستند به آن بودند كه:

«منع از أكل و شُرب در روزه، به جهت ضعيف نمودن قوِّه حيوانيّه است ـ چنانچه از بعض روايات مستفاد مى‌شود ـ، و هرگاه مزاج چنان باشد كه تقويت آن به غليان، مثل غذا بيش از اين باشد ]چنین است در تنها دستنوشت موجود رساله؛ گویا عبارت، در اصل چنین بوده است :«تقویت آن به غلیان، مثل غذائیتش باشد».[، حكم در آن مزاج، حكم أكل خواهد بود، و علَّت مانعه از أكل باعث منع از آن نيزمى‌شود» ]فقیه أعظم شیخ جعفر كاشف‌الغطاء، در این زمینه می‌فرماید: «إنَّه غیر مفطرٍ إلاَّ لمَنرطاعتاده وتلذَّذ به، فقام عنده مقام القُوت؛ فإنَّه أشدُّ من الغبار»؛ بنگرید: «كشف الغطاء» ـ چاپسنگی ـ ص 427.[.

ليكن إلى الآن، بر حقير «علَّتْ بودنِ» امر مذكور، محقَّق نشده؛ تا در هر امرى كه آن علَّت موجود باشد، آن حكم را جارى سازيم؛

غايتِ امر، آن است كه آن را «حكمت» منع از تناول غذا دانيم. و حكمت را تسريه نمى‌توان نمود ـ /A2/چنانچه إطِّراد آن در موارد ثبوت حكم نيز لازم نيست ـ.

و آنچه به نظر قاصر مى‌رسد، عدم منع از آن است؛ امَّا:

] 1[ چون دليل واضحى بر منع به نظر نمى‌آيد،

] 2[ و دعوىِ اندراج آن در أكل و شرب بى وجه است،

] 3[ واشتمال آن بر اجزاء صغار ـ چنانچه هرگاه كرباسى بر لب گذارند و دود را از آن جذب نمايند، محسوس مى‌شودـ؛

باعث منع نمى‌توان ]چنین است در دستنوشت؛ ظ: «نمی‌تواند».[ شد؛ چه :

] 1[ قطعاً اسم «أكل» عرفًا بر آن صادق نيست،

] 2[ و مشاركت آن با غبار ـ در حصول آنگونه اجزاء در حلق ـ، باعث تسريه حكم غبار به آن نمى‌شود ـ چه آن قياس ]است[، و در مذهب شيعه اعتبارى ندارد ـ؛

] 3[ و در حديث صحيح از حضرت امام محمَّد باقر علیه‌السلام، مروى است كه :

«ضرر به روزه‌دار نمى‌رساند آنچه بكند، هرگاه اجتناب نمايد از چهار امر: خوردن، و آشاميدن، و زنان، و ارتماس در آب» ]«… قال: سمعت أباجعفرٍ علیه‌السلام یقول: لایضرُّ الصَّائم ما صنع إذا اجتنب أربعة خصالٍ: الطَّعام،والشَّراب، والنِّساء، والارتماس فی الماء»؛ بنگرید: وسائل الشِّیعة، ـ چاپ محقَّق ـ ج 10،ص 31، ذیل حدیث 12753.[.

 و امور چند ديگر را، كه باعث افساد روزه مى‌دانيم؛ به جهت قيام دليل بر آن است؛ ودر خصوص ايصال دخان به حلق ـ چنانچه مذكور است ـ، دليلى به نظر نرسيده؛ پس به مقتضاى حديث صحيح مذكور، مانعى از آن نخواهد بود؛

] 4[ بلكه حديث موثَّقِ جوازِ دخولِ دود عود به حلق وقت تبخير به آن، در حال روزه از حضرت امام رضا علیه‌السلام مروى است ]«… عن الرِّضا علیه‌السلام قال: سألته عن الصَّائم یتدخَّن بعودٍ أو بغیر ذلک، فتدخل الدّخنة فیحلقه؟ فقال: جائزٌ لابأس به.[ قال: وسألتُه عن الصَّائم یدخل الغبار فی حلقه؟ قال: لابأس»؛بنگرید: وسائل الشِّیعة، ـ چاپ محقَّق ـ ج 10، ص 69، حدیث 12851.[.

 پس قول به جواز ـ نظرْ به ظاهر ادلِّه شرعيِّه ـ، خالى از قوَّت نيست، خصوصًا هرگاه بسيار كم‌دود باشد و دود او را غلظتى نباشد؛ چه ايصال غبار يا دخان غير غليظ به حلق مانعى ندارد، و قول به منع از آن مطلقاً، خالى از ضعف نيست ـ چه در منع از آن، عُسر وحرج عظيم است، خصوصًا نسبت به طبَّاخان ـ.و هرگاه در شريعت منعى از آن مى‌بود، چون از امور عامُّ البلوى است بايست روايات متعدِّده در منع از آن وارد شده باشد؛ و حال آن كه اثرى از منع در اخبار موجوده وارد نشده؛ سواى يك روايت ضعيفه معلوله، كه در «غبار» وارد شده ]اشاره است به روایتی مضمره، كه سلیمان بن جعفر المروزی، نقل نموده است: «إذا…كنس بیتًا فدخل فی أنفه وحلقه غبارٌ، فعلیه صوم شهرین متتابعین؛ فإنَّ ذلک له مفطرٌ مثل الأكلوالشُّرب والنِّكاح»؛ بنگرید: «وسائل الشِّیعة» ـ چاپ محقَّق ـ ج 10 ص 69 حدیث 12850.[.

 و چون حكم ]چنین است در دستنوشت؛ گویا صحیح: «ضَعف» باشد.[ در غبار غليظ، منجبر به عمل اصحاب، و اجماع منقول در مسأله است؛ چاره]اى[ از عمل به آن روايت، در «خصوص غبار» نيست بعد از حمل إطلاق بر «غبار غليظ»؛ بلكه دعواى انصراف ظاهر روايت به آن، خالى از وجه نيست؛ و در ماعداى آن ـ: از غبار غير غليظ، و دخان مطلقًا ـ، قول به عدم منع، قوى است.

امَّا از آنجا كه احتياط در دين از امور مهمِّه است ـ خصوصاً در عبادتى كه اهتمام صاحب شريعت در آن بسيار، و از اركان دين سيِّدابرار صلی‌الله‌علیه‌وآله است ـ، مراعات احتياط را در اين مقام از مهام شمارند. و به اين جهت، عمل شيعه در جميع بلاد بر ترك كشيدن قليان است مطلقاً؛ بلى، در نيَّت روزه، ملاحظه ترك آن را على سبيل الوجوب نكنند. وهرگاه در نيَّتْ، ملاحظه ترك آن را على وجه الاحتياط نمايد، كافى خواهد بود؛ بلكه هرگاه ملاحظه ترك آن را بالخصوص در نيَّت روزه نكند ـ و نيَّت روزه را على سبيل الاجمال به اين نحو نمايد كه: «قصد تقرُّب به امساك از امور مخصوصه معيَّنه معتبره در شريعت»، اجمالاً نمايند، و تحقق آن امساك را در امساك از امور]ى[ چند، كه بعضى معلوم الاعتبار و بعضى مشكوك الاعتبار باشد ـ، يقينًا حاصلْ، كافى در تحقُّق نيَّت، ودر اداى صومْ مطلوب است؛ چنانچه تفصيل آن در محلَّش مذكور است، و مقام گنجايش تفصيل آن را ندارد.

والله ـ سبحانه! ـ العالم. ]ترقیمه دستنوشت چنین است: «قد تمَّت النُّسخة الشَّریفة، بید العبد الجانی ـ غفر الله له ولوالدیه! ـ ، فی عصر الاثنین من رجب سنة 1258.[

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا